خطب شکن

فاطمه حمامی

دختر معلولی که چشم جهانیان را خیره کرد؛

نقاشی‌هایی که حیرت همگان را برانگیخت/ راه دشوار فاطمه حمامی نصرآبادی برای تبدیل شدن به چهره‌ای جهانی

سعید بوجار آرانی، استاد فاطمه حمامی نصرآبادی، در گفتگویی از استعداد منحصر به فرد این دختر توان‌یاب و آموزش نقاشی به وی سخن گفته است.

کدخبر: 50436
۲۳/۱۱/۱۳۹۶ @ ۱۱:۳۸

به گزارش خطب شکن [1]، شهرستان آران و بیدگل استعدادهای بسیاری دارد که هر چند وقت یک بار، خبرهایی از هنرنمایی ها و افتخارآفرینی‌های آنان به گوش می رسد.

فاطمه حمامی نصرآبادی، یکی از همین استعدادهاست که علی رغم معلولیت، مهارت بسیاری در نقاشی با پا به دست آورده و با خلق آثاری منحصر به فرد، توجهات جهانی را نیز به خود جلب کرده است.

اخیرا نمایشگاه آثار این هنرمند توان‌یاب، همزمان با سالروز ورود امام خمینی(ره) به میهن اسلامی در دانشگاه علمی کاربردی آران و بیدگل آغاز به کار کرد. خطب شکن به همین  بهانه، با سعید بوجار آرانی، اولین استاد فاطمه حمامی نصرآبادی به گفتگو نشسته است. وی در این گفتگو علاوه بر تشریح نحوه فعالیت این هنرمند توان‌یاب، گوشه‌هایی از هنرمندی او را تشریح کرده است.

*****

لطفا خودتان را معرفی کنید و از آشنایی خود با فاطمه بگویید…

بنده سعید بوجار آرانی هستنم، متولد دی ماه ۴۹٫ در حال حاضر به عنوان کارشناس امور هنری اداره فرهنگ و ارشاد آران و بیدگل مشغول به خدمت هستم. در آبان ماه ۸۳ در قالب یک دیدار اداری همراه با همکاران اداره بهزیستی شهرستان مهمان چند خانواده و برخی توان یابان تحت پوشش بهزیستی بودیم. همین دیدار سرآغازی شد بر آشنایی من با فاطمه حمامی.

چطور آموزش نقاشی به ایشان را آغاز کردید؟

فاطمه دختری بسیار با احساس و باهوش است. من زمانی که با این احساس و هوش سرشار مواجه شدم، با خودم عهد کردم با او به تمرین بپردازم. از همان دیدارهای اولیه استعداد رسیدن به اوج شکوفایی را در فاطمه مشاهده کردم. پس از یک دهه تمرین و ممارست، فاطمه در حال حاضر به مرحله ای رسیده که تا کنون چند بار به عنوان هنرمند نمونه استان اصفهان انتخاب شده و چندین نمایشگاه از نقاشی های خود برگزار کرده است.

نوع معلولیت فاطمه چگونه است؟

فاطمه در زمان تولد، بر اثر یک سهل انگاری دچار معلولیت شد. در واقع در بدو تولد، سه دقیقه به وی اکسیژن نرسید و ایشان به معلولیت ۸۰ درصد جسمی حرکتی از نوع CBR دچار شد. معلولیت او تا دو سالگی مشخص نشده بود، ولی وقتی خواهر دو قلوی او شروع به راه رفتن کرد، والدین فاطمه متوجه نقصی در بدن او شدند.

او قدرت تکلم ندارد، ولی پنج سال در دوره ابتدایی درس خوانده و دارای سواد خواندن و نوشتن است. فاطمه با استفاده از انگشتان پای راست خود، علاوه بر نقاشی، نامه هایی نیز می نویسد. فاطمه همیشه واگویه های درونی خود را روی کاغذ می نویسد و احساس وصف‌ناپذیر خود از نعمات الهی را به خوبی تشریح می کند. او در این نوشته ها از خداوند متعال طلب شفا دارد و برای پدر و مادر خود که در طول سال های زندگی او زحمات بسیاری متحمل شده‌اند، دعا می کند. او این نوشته ها را در دفتری نوشته  است. او می گفت نامه هایی را می نویسم و روی پشت بام می اندازم تا خدا بیاید و آن را بردارد.

با توجه به این معلولیت، چه سختی هایی در دوران آموزش متحمل شدید؟

در مورد سختی‌هایی که در طول دوره آموزش با آن درگیر بوده‌ام باید عرض کنم که کمک و همراهی خانواده بزرگوار فاطمه، همیشه سختی ها را از میان برداشته و او را برای رسیدن به این موفقیت های بزرگ کمک کرده است. پدر فاطمه یک نانوای زحمت‌کش است که با سختی بسیار نان حلال سر سفره خانواده می آورد. خود فاطمه هم انسانی امیدوار و روشن ضمیر است که در نقاشی های خود نیز همیشه امید را به مخاطب القا می کند. فاطمه در ترکیب رنگ و مناظری که برای نقاشی بر می گزیند جوشش و امید درونی خود را بیان می کند. همین امیدواری فاطمه، تمام اطرافیان او از جمله من را به زندگی امیدوار می کند و برای رسیدن به اهداف عالی‌تر به تلاش وا می دارد.

از اولی که کار را با فاطمه شروع کردیم، باید به درک متقابلی می رسیدیم. بالاخره شرایط خاص جسمانی فاطمه و ارتباط کمتر او با جامعه برقرار رابطه با او را دشوار می کرد. من باید کاری می کردم که او مرا از جنس خودش بداند و بپذیرد. من همیشه از خداوند متعال می خواستم مرا در این راه دشوار یاری کند تا به فاطمه کمک کنم و زمینه ای برای رشد استعدادهای او فراهم آورم.

از نحوه کار و آموزش فاطمه بگویید. چگونه آموزش ها را شروع کردید و در حال حاضر فاطمه در چه مرحله ای قرار دارد؟

از ابتدا، فاطمه تنها به طراحی و نقاشی با مداد رنگی می پرداخت. بعد از این که بنده هوش و استعداد فراوان وی را دیدم، تصمیم گرفتیم شیوه های مختلف نقاشی را با وی کار کنیم. به همین ترتیب طراحی با مداد معمولی، مداد رنگی، کار با گواش، آبرنگ و رنگ روغن را در پیش گرفتیم، ولی صرفا به خاطر این که فاطمه در به کارگیری مداد به وسیله انگشتان پای خود توانایی خاصی داشت، بیشتر به نقاشی با مدادرنگی تمرکز کردیم.

در ابتدا من خودم طرح هایی می کشیدم و از فاطمه می خواستم آن ها را به همان شکل تکرار کند. آن اوایل طرح های بسیار ساده ای به او می دادم و او چند روز برای کشیدن از روی آن وقت صرف می کرد. در حال حاضر فاطمه با حضور جناب آقای رعیت، با استفاده از رنگ روغن به نقاشی چهره می پردازد و در این زمینه هم به موفقیت های خوبی دست پیدا کرده است.

واکنش دیگران به آثار فاطمه چگونه است؟

خیلی ها به این که این دختر از توانایی خلق چنین آثاری برخوردار باشد، تردید داشتند. به همین خاطر خیلی وقت ها از او می خواستیم در انظار عموم، آثاری را خلق کند تا همه به توانایی او ایمان پیدا کنند. این کار البته برای فاطمه خیلی سخت بود، ولی همیشه حیرت و تحسین حاضران را به همراه داشت.

به یاد دارم یک بار که در جمع دانشجویان رشته های هنر و معماری حضور یافتیم، آنان از دیدن کارهای فاطمه حیرت‌زده شدند و او را به خاطر هنر و انگیزه‌اش به شدت تشویق کردند.

انتهای پیام/


[1] خطب شکن: http://khatabshekan.ir/