خطب شکن

aran3

بخش سوم؛

مردم محجوب، نخبگان فراری و بدویت محلی

خطب شکن برخی دلایل عقب‌ماندگی شهرستان آران و بیدگل از نظر امکانات و زیرساخت را مورد بررسی قرار داده است. این سومین بخش از سه یادداشتی است که در این باره منتشر می‌شود.

کدخبر: 49389
۱۴/۱۱/۱۳۹۶ @ ۱۹:۴۱

خطب شکن: [1] (مقدمه اول) پس از انتشار دو شماره اول این مطلب، بسیاری از مخاطبان نظرات مفید و قابل توجهی ابراز کردند. همان طور که قبلا هم گفتیم، مسلما این مطلب کامل نیست، ولی امیدواریم جرقه و شروعی باشد بر ورود نخبگان و صاحب نظران به عرصه نقد و ارائه نظر. زیرا بیشتر افرادی که حرفی برای گفتن دارند، به دلایل مختلف (که اتفاقا در همین مطلب هم چند مورد آن آمده است) نه تنها از عرصه عمل کناره می جویند، بلکه علاقه ای به اظهار نظر هم ندارند. این افراد معمولا در محافل عمومی تملق گوی مسئولان شهرستان هستند و در محافل خصوصی باب انتقاد را به روی آنان می گشایند. رویداد ناخجسته ای که هیچ کمکی به پیشرفت شهرستان نمی کند و تنها کینه هایی پنهان و سوءظن هایی بی مورد به وجود می آورد.

(مقدمه دوم) «آران و بیدگل یکی از شهرستان های محروم استان اصفهان است.» در این گزاره شکی وجود ندارد. در حال حاضر نزدیک به۲۰  سال از شهرستان شدن آران و  بیدگل گذشته، ولی این شهرستان از بسیاری از امکانات که شاید وجود آن برای یک شهرستان ضروری باشد، بی بهره است و حتی بسیاری از ادارات، زیر نظر شهرستان بزرگ تر مجاور اداره می شود. هنوز خیلی ها آران و بیدگل را با نام دیگر شهرستان ها معرفی می کنند و صاحبان صنایع از این که برندی با نام زادگاه خود ارائه دهند ابا دارند.

به هر حال این محرومیت با توجه به ظرفیت های بسیار زیاد این شهرستان در زمینه های مختلف، نظیر نیروی انسانی و صنعت، بسیار تعجب برانگیز است. با این وجود هر چه باشد، این محرومیت دلایلی دارد که این یادداشت بلند در پی بررسی آن است. این دلایل در سه سطح محیطی و جغرافیایی، فرهنگی و اجتماعی و مدیریتی مطرح و اندکی تشریح شده است. از آن جا که شاید طولانی بودن این یادداشت موجب ملال خوانندگان شود، آن را در سه قسمت حضور مخاطبان ارائه خواهیم کرد.(بخش اول و دوم را اینجا [2] و اینجا [3] بخوانید) نظرات شما در مورد این یادداشت خطب شکن را در ادامه کار خود و بررسی بهتر واقعیت هایی که در آن بیان شده است یاری خواهد کرد. اگر کسی دوست داشته باشد در رفع این اشکالات کمک کند، حتما از طریق راه هایی که برای ارتباط با خطب شکن وجود دارد، با ما تماس بگیرد.

(مقدمه سوم) پیش از شروع یادآوری سه نکته ضروری به نظر می رسد: اول، آن چه خطب شکن را به نوشتن این یادداشت بلند واداشت، اخباری بود که در هفته های گذشته به صورت درِ گوشی درباره بازگشت چند میلیارد تومان از بودجه یکی از ادارات به استان منتشر شد، آن هم در حالی که مردم شهرستان بیش از مسئولان استانی به این بودجه محتاج بودند و از فقدان زیرساخت ها در همان بخش تحت پوشش آن اداره، رنج می کشیدند. این اتفاق در کنار برخی رویدادهای دیگر، ما را به فکر بررسی چرایی «عقب ماندگی» شهرستان و بررسی نقش مسئولان دولتی در این خصوص انداخت.

دوم، برخی از دلایل عدم پیشرفت شهرستان به بی کفایتی عمده مسئولان ادارات شهرستان بر می گردد. در واقع این مسئولان ادارات باید مطالبه گر باشند و حق مردم شهرستان را از مسئولان بالادستی بگیرند، ولی در عمل چیزی غیر از این رخ می دهد. البته ما به تمام مسئولان شهرستان معترض نیستیم و همه را مشمول بندهای این یادداشت نمی دانیم، واقعا مسئولانی پیدا می شوند که با جان و دل کار می کنند و ترفیع و خودشیرینی برای بالادستی ها را هدف خود قرار نداده اند…

سوم، همه را دعوت می کنیم آن چه را که در این جا می آید به عنوان نقدی خیرخواهانه در نظر بگیرند و سعی کنند در صورتی که انطباقی بین بندهای این یادداشت و خود می بینند، منصفانه به اصلاح خود عمل کنند: «خود شکن، آیینه شکستن خطاست».

*****

  1. عوامل اجتماعی و فرهنگی

مردم محجوب

مردم شهرستان آران و بیدگل بسیار نجیب و محجوب هستند، کلا این خصلت مردمان کویر است. این یکی از مسائلی است که به ساختار اجتماعی شهرستان بر می گردد و هر کسی مدتی با مردم این ناحیه نشست و برخاست کند به آن معترف می شود. بنابراین چیزی نیست که ما به عنوان تعریف از خود گفته باشیم. به هر حال شاید شرایط دشوار زندگی در این منطقه کویری، تحمل دشواری ها را در این شهرستان آسان تر کرده باشد. ولی متاسفانه نبود روحیه مطالبه گری در مردم، مسئولان را به حال خود واگذاشته و آن ها را بی خیال کرده است. اگر نصف این کمبودهایی که در آران و بیدگل وجود دارد در شهرهای بزرگ تر وجود می داشت، هر روز شاهد تجمع و تحصن و اعتراض مردم بودیم.

ظرفیت مذهب

آران و بیدگل یک شهرستان مذهبی است که رتبه نخست ایثارگری در جریان انقلاب اسلامی و دفاع مقدس را به خود اختصاص داده است. مراسم مختلف در مناسبت های مذهبی، در شهرستان ما با حضور حداکثری مردم برگزار می شود و سنت های مختلف آن در کشور زبانزد است. با این وجود می توان بهره برداری های بسیار بیشتری از این ظرفیت صورت داد.

واقعیت آن است که ظرفیت مذهب در نظر مردم شهرستان به نماز جماعت در مساجد و برگزاری دسته های عزاداری خلاصه شده است. در حالی که می توان این ظرفیت را گسترش داد و از آن برای مطالبه گری استفاده کرد. گذشته از این ها، حتی برخی تریبون های عمومی که کارکرد اختصاصی برای رسیدگی به وضعیت مردم و بیان مسائل اجتماعی دارد، به بیان نکات معمول اخلاقی، بیان خلاصه اخبار ساعت ۱۴ تلویزیون و وعظ و اندرز خلاصه می شود و هیچ مسأله ای از شهر و شهرستان در آن پی‌گیری نمی شود. اگر به مسأله دین و سیاست نگاهی خرد داشته باشیم، در شهرستان ما دین از سیاست جداست! (لطفا معترض نشوید! جهت گیری های کلان سیاسی، مثل مخالفت با دشمنان انقلاب، اهالی فتنه و مخالفان نظام در این تریبون ها وجود دارد. ولی کسی با فلان مسئول شهرستانی که به وظایف عمل نمی کند یا فلان مشکلی که مردم را می آزارد کاری ندارد! این یعنی رهبران دینی شهرستان با سیاست شهرستان کاری ندارند!)

بدویت محلی

چند سال پیش یکی از محلات به خاطر آن که حسینیه آن آسیب نبیند، شهرداری را با ترفندها و «آشناها»ی خود مجاب کرد مسیر خیابان را کج کند. این کار باعث شد مشکلاتی در تردد وسایل نقلیه به وجود آید و گاهی تصادفاتی به دلیل دید ناکافی رانندگان وسایل نقلیه رخ دهد. علاوه بر این یک میدان بدشکل در وسط خیابان به وجود آمد که دور زدن به گرد آن، مهارتی خاص می طلبد!

یکی از دلایلی که آران و بیدگل با وجود برخورداری از ظرفیت های بی نظیر نمی تواند از چند هزار گردشگری که در سال به این شهرستان سفر کند پذیرایی و صنعت گردشگری خود را گسترش دهد، همین نگاه های کوته‌بینانه محلی در بین بسیاری از مسئولان مربوط است. آنان در واقع از این می ترسند که گسترش گردشگری به یکی از بخش های شهرستان بیش از دیگر بخش ها منفعت برساند. البته اگر مانند آنان سطحی و ظاهرگرایانه به مسأله نگاه کنیم این حرف درست است، زیرا گردشگران معمولا از مغازه هایی خرید می کنند که در مسیر رفت و آمد آنان قرار دارد، ولی در مجموع اگر کلان نگر باشیم، اگر گردشگری شهر ما رونق یابد، در بلندمدت منفعت آن به تمام مردم شهرستان می رسد.

به هر صورت دعوای «آن طرف» و «آن طرف دیگر» همیشه هزینه زیادی برای هر دو طرف داشته است. بارها این اختلافات بهانه ای به مسئولان بالادستی داده است که از ارائه امکانات خودداری کنند. هر چند در مجموع این وضعیت آن طور که بین مسئولان هست، در بین مردم شهرستان وجود ندارد و آن ها سال هاست در کنار هم بدون اختلاف و با خوبی و خوشی زندگی می کنند. ولی در کل باید پذیرفت بسیاری از مردم و مسئولان، در موضع گیری ها و تصمیمات خود نگاه محلی دارند. چنین نگاه هایی شاید در کوتاه مدت مطلوبیتی برای بخشی از شهرستان به دنبال داشته باشد، ولی در بلندمدت، چیزی جز اتلاف منابع به دنبال نخواهد داشت.

نخبگان فراری

آران و بیدگل از نظر نیروی انسانی ظرفیت بسیار بالایی دارد. با این حال این نخبگان چند خصلت ویژه دارند: اولا از اعتماد به نفس و تعهد به شهرستان بی بهره اند، ثانیا همیشه نق می زنند و از شرایط گلایه دارند ولی از کنار گود «جُم» نمی خورند و وسط معرکه نمی آیند.

مدتی پیش یکی از افراد سرشناس اهل آران و بیدگل که نمونه یکی از نخبگان «نق‌نقو» محسوب می شود و جز برای ترفیع خود از نام شهرستان آران و بیدگل استفاده نمی کند، با من تماس گرفت و به موضوعی اعتراض کرد. من در مقابل او موضعی «تهاجمی» به خود گرفتم و اعتراض او را با اعتراضی دیگر به خود او پاسخ دادم و نسبت به بی خیالی او و دیگر افراد مشابه او به مسائل شهرستانی معترض شدم. او هم همان استدلال های همیشگی را مطرح کرد و دوری از شهرستان را توجیه تمام کم کاری های خود خواند… در هر حال نخبه مدیون شهر و زادگاه خود است و باید دین خود را به آن ادا کند، ولی نخبگان ما به این تصور که «پیشرفت» در شهرهای بزرگ حاصل می شود، از این مسئولیت خود فرار می کنند.

جالب این که اکثر این افراد حاضرند در شهرهای بزرگ مسئولیت هایی پایین تر از شان و تحصیلات خود به دوش بکشند و یک کارمند ساده و بی تاثیر باشند (همان طور که خیلی از آن ها هم همین طور هستند)، ولی پیش دیگرانِ از همه جا بی خبر، با این عنوان که در تهران، اصفهان یا شهرهای دیگر مشغول کار هستند، «کلاس» بگذارند.

صنعت تک محصولی

یک مسأله اجتماعی در آران و بیدگل وجود دارد: معمولا هر کاری که رونق می گیرد، مردم در حد افراط به آن رو می آورند و در نهایت آن را نابود می کنند. می توان مثال های زیادی در کسب و کارهای مختلف در این باره ذکر کرد: آران و بیدگل پر از ساندویچ فروشی است در حالی که نزدیک ۱۰ سال پیش، شاید تعداد مغازه هایی که این نوع خوراکی ها را ارائه می کردند، در کل شهر به ۱۰ باب نمی رسید. مدتی بعد ایجاد مغازه دخانیاتی مورد توجه کاسبان قرار گرفت و شهر پر از «دخانیاتی» شد. کمی گذشت و باز کردن فروشگاه های بزرگ مواد غذایی مد شد، الان هر کس مغازه نسبتا بزرگی در جوار هر کدام از خیابان های شهر دارد آن را به فروشگاه عرضه مواد غذایی تبدیل می کند. دریغ از ذره ای خلاقیت! میوه فروشی هم خصوصا در فصل های بهار و تابستان در آران و بیدگل رونق دارد و حتی دست فروش های دوره گرد هم در بساط خود میوه دارند! الان هم تب آبمیوه فروشی در حال افزایش است و هر چند وقت یک بار یک آبمیوه فروشی جدید در شهر سبز می شود…

این مسأله فقط در کسب و کارهای کوچک صدق نمی کند، صنعت‌گران ما هم همگی با بالا گرفتن تب کارخانه های فرش ماشینی، بدون آن که خلاقیتی به خرج دهند، هر کدام سوله ای دست و پا کردند و به تولید این محصول پرداختند، در حدی که آران و بیدگل به دومین تولیدکننده فرش ماشینی جهان تبدیل شد!

البته تکیه روی یک صنعت اصلا بد نیست، به شرط آن که در مواد اولیه، دستگاه ها و نیروی انسانی مورد نیاز خودکفایی وجود داشته باشد، ولی آران و بیدگل نه تنها در این موارد دچار مشکل است، بلکه بازاریابی درست و حسابی هم برای محصولات خود ندارد. همین چند وقت پیش بود که قیمت مواد اولیه فرش ماشینی اندکی بالا رفت و شهرستان در آستانه یک بحران بزرگ قرار گرفت… اگر زمانی اتفاقی رخ دهد و مشکلی برای صنعت فرش ماشینی به وجود آید، شاهد معضلات بسیار بزرگی در آران و بیدگل خواهیم بود.

*****

این ها فهرستی از برخی موانع پیش روی پیشرفت شهرستان است. سعی خواهد شد در آینده یادداشت های دیگری برای ارائه راهکار در این خصوص منتشر شود. برگزاری میزگردهایی در خصوص محورهای مطرح شده با حضور کارشناسان بومی، یکی دیگر از برنامه های پیش روی خطب شکن خواهد بود.

ضمن این که نباید از خطب شکن توقع داشت این مشکلات را حل کند، زیرا رسانه قدرت اجرایی ندارد، ولی می توان از این کار انتظار داشت گوشه ای از مشکلات مطرح شود تا بلکه مایه هشیاری مسئولان و مردم باشد. پیشرفت اتفاقی نیست و یک عده بدون همراهی و همکاری دیگران نمی توانند آن را عملی کنند.

انتهای پیام/ محمدرضا انیسی


[1] خطب شکن:: http://khatabshekan.ir/

[2] اینجا: http://khatabshekan.ir/49382/%D8%AF%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AF%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D9%84

[3] اینجا: http://khatabshekan.ir/49387/%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AF%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D8%A2%D8%B1%D8%A7