خطب شکن

aran

بخش دوم؛

ادارات ناکارآمد، مسئولان «پرت» و بی‌برنامگی مزمن

خطب شکن برخی دلایل عقب‌ماندگی شهرستان آران و بیدگل از نظر امکانات و زیرساخت را مورد بررسی قرار داده است. این دومین بخش از سه یادداشتی است که در این باره منتشر می‌شود.

کدخبر: 49387
۰۲/۱۱/۱۳۹۶ @ ۱۲:۳۹

خطب شکن: [1] (مقدمه اول) بعد از انتشار قسمت اول این یادداشت سه قسمتی، شماری از مخاطبان انتقادهایی را به موضوع و نحوه بیان آن وارد کردند. از جمله این که شهرستان آران و بیدگل محروم نیست و از بسیاری جهات در سطح بالایی قرار دارد. البته این گفته صحیح است، منتها آن هم ملاحظاتی دارد که در یادداشت سوم بیشتر به آن پرداخته ایم، با این وجود این یادداشت در پی آن است که دلایل محرومیت آران و بیدگل از نظر زیرساختی را بررسی کند. آن چه آران و بیدگل دارد، همه ساخته دست خود مردم است و بر خلاف بسیاری از شهرستان های مجاور، هیچ کمکی از سوی دولت های مختلف به آن صورت نگرفته است. بدین ترتیب ما با یک اجحاف تاریخی مواجهیم که به سادگی قابل گذشت نیست. مردم رنج‌کشیده آران و بیدگل از ۱۵ خرداد ۴۲ در صحنه انقلاب حاضر شده اند، بعدا در جریان انقلاب اسلامی نیز حضوری پر رنگ داشتند و در جنگ تحمیلی، حماسه را به اوج رساندند و رتبه نخست ایثارگری کشور را به خود اختصاص دادند. مردم ما دین خود را به انقلاب و نظام اسلامی ادا کرده اند، اما آیا رفتار درخوری با مردم ما صورت گرفته است؟

یکی دیگر از موضوعاتی که از سوی مخاطبان تذکر داده شده بود، بی نتیجه بودن و بی نتیجه ماندن این گونه یادداشت هاست. در پاسخ این گونه انتقادها باید عرض کنیم که ما تکلیف و وظیفه خود را انجام می دهیم، بقیه قضایا بر عهده مسئولانی است که هر ماه میلیاردها تومان از پول بیت المال را به ازای خدماتی که باید به مردم ارائه دهند، دریافت می کنند. مسلما رسانه وظیفه ندارد مشکل راه شهرستان یا فقدان زیرساخت ها را حل کند، ما باید کمبودها را تذکر دهد و در حد توان خود راهکارها را هم ارائه کند، بلکه مسئولان به خود آیند و کاری کنند!

(مقدمه دوم) در حال حاضر نزدیک ۲۰ سال از شهرستان شدن آران و  بیدگل گذشته، ولی این شهرستان از بسیاری از امکانات که شاید وجود آن برای یک شهرستان ضروری باشد، بی بهره است و حتی بسیاری از ادارات، زیر نظر شهرستان بزرگ تر مجاور اداره می شود. هنوز خیلی ها آران و بیدگل را با نام دیگر شهرستان ها معرفی می کنند و صاحبان صنایع از این که برندی با نام زادگاه خود ارائه دهند ابا دارند.

این محرومیت با توجه به ظرفیت های بسیار زیاد این شهرستان در زمینه های مختلف، نظیر نیروی انسانی و صنعت، بسیار تعجب برانگیز است. با این وجود هر چه باشد، این محرومیت دلایلی دارد که این یادداشت بلند در پی بررسی آن است. این دلایل در سه سطح محیطی و جغرافیایی، فرهنگی و اجتماعی و مدیریتی مطرح و اندکی تشریح شده است. از آن جا که شاید طولانی بودن این یادداشت موجب ملال خوانندگان شود، آن را در سه قسمت حضور مخاطبان ارائه خواهیم کرد.(قسمت اول را اینجا [2] بخوانید) نظرات شما در مورد این یادداشت خطب شکن را در ادامه کار خود و بررسی بهتر واقعیت هایی که در آن بیان شده است یاری خواهد کرد. اگر کسی دوست داشته باشد در رفع این اشکالات کمک کند، حتما از طریق راه هایی که برای ارتباط با خطب شکن وجود دارد، با ما تماس بگیرد.

پیش از شروع یادآوری سه نکته ضروری به نظر می رسد: اول، آن چه خطب شکن را به نوشتن این یادداشت بلند واداشت، اخباری بود که در هفته های گذشته به صورت درِ گوشی درباره بازگشت چند میلیارد تومان از بودجه یکی از ادارات به استان منتشر شد، آن هم در حالی که مردم شهرستان بیش از مسئولان استانی به این بودجه محتاج بودند و از فقدان زیرساخت ها در همان بخش تحت پوشش آن اداره، رنج می کشیدند. این اتفاق در کنار برخی رویدادهای دیگر، نظیر «پرت» بودن برخی روسای ادارات که در حل کوچک ترین مسائل حوزه مسئولیتی خود ناتوان هستند ولی سال هاست در سمت ریاست باقی مانده اند، اختلافات بچگانه برخی ادارات و افراط و تفریط هایی که در عمل به قانون رخ می دهد، ما را به فکر بررسی چرایی «عقب ماندگی» شهرستان و بررسی نقش مسئولان دولتی در این خصوص انداخت.

دوم، برخی از دلایل عدم پیشرفت شهرستان به بی کفایتی عمده مسئولان ادارات شهرستان بر می گردد. در واقع این مسئولان ادارات باید مطالبه گر باشند و حق مردم شهرستان را از مسئولان بالادستی بگیرند، ولی در عمل چیزی غیر از این رخ می دهد. البته ما به تمام مسئولان شهرستان معترض نیستیم و همه را مشمول بندهای این یادداشت نمی دانیم، واقعا مسئولانی پیدا می شوند که با جان و دل کار می کنند و ترفیع و خودشیرینی برای بالادستی ها را هدف خود قرار نداده اند…

سوم، همه را دعوت می کنیم آن چه را که در این جا می آید به عنوان نقدی خیرخواهانه در نظر بگیرند و سعی کنند در صورتی که انطباقی بین بندهای این یادداشت و خود می بینند، منصفانه به اصلاح خود عمل کنند: «خود شکن، آیینه شکستن خطاست».

*****

  1. عوامل مدیریتی

ادارات و مدیران ناکارآمد

نظام اداری ایران ناکارآمد است و یکی از عواملی که از پیشرفت کشور جلوگیری می کند، همین نظام اداری «تنبل» و «تنبل پرور» است. دولت بزرگ ایران که همه به آن چشم دوخته اند و از آن انتظار کمک دارند، بستری برای رانت خواری و نابودی استعدادها و خلاقیت هاست. به همین ترتیب ادارات آران و بیدگل هم در اوج ناکارآمدی قرار دارند و در بین مسئولان و کارمندان محترم، کمتر کسی پیدا می شود که حاضر باشد برای ارائه خدمتی به مردم، بالاتر از آن چه در شرح وظایف وی آمده است، آرامش کارمندی خود را بر هم زند، از پشت میز خود بیرون آید و از چای و صبحانه سر وقت خود بگذرد.

این مورد را هم بدون مثال رها نکنیم: آران و بیدگل شهری شهیدپرور است، ولی متاسفانه احترام به شهدا در نزد مسئولان به دیدارهای مناسبتی با خانواده آنان یا قرار دادن چند شاخه گل روی مزار مطهر آنان خلاصه می شود. برنامه های ادارات در هفته هایی که ممکن است به نام آن‌ها باشد بسیار جالب است، چون در این برنامه ها همیشه یکی دو دیدار با خانواده شهدا یا غبارروبی مزار شهدا گنجانده شده تا سطرها پر شود. در حالی که راه انداختن کار مردم و احترام به آنان خیلی مهم‌تر از این دیدارهای ظاهری است. معضلات اجتماعی مثل طلاق و اعتیاد در شهر به شکلی آزاردهنده در حال رشد است، ولی این مسئولان محترم از این مسائل مهم چشم می پوشند و فقط به حفظ ظواهر بسنده می کنند.

در هر صورت اگر قرار باشد «کارمندها» کاری برای مردم بکنند، هیچ کاری انجام نمی شود. این وضعیت در کل ایران عمومیت دارد و مختص آران و بیدگل نیست، ولی در مجموع آن را می توان به عنوان یکی از دلایل عقب ماندگی نسبی شهرستان مورد توجه قرار داد.

انتقاد کنی می‌زنمتا!

در این جا باز هم تاکید می شود منظور از بی کفایتی مسئولان، وجود یک عارضه نسبی در بین آنان است، نه این که تمام مسئولان را به بی کفایتی متهم کنیم و مدعی باشیم تک تک روسای ادارات و مسئولان شهرستان فاقد صلاحیت هستند. شاید خوانندگان دلیل این تاکید ما را درک نکنند، به همین خاطر باید گوشه ای از دشواری های «خبرنگاری» (به معنی واقعی کلمه آن) در آران و بیدگل را بیان کنیم: در آران و بیدگل (مردم و) مسئولان به راحتی می توانند با طرح شکایت جلوی پای رسانه ها سنگ اندازی کنند. در واقع آران و بیدگل مانند کلاس اول یک دبستان است که مسئولان (و مردم) آن مثل کلاس اولی ها، پیاپی به دلایل مختلف از هم‌شاگردی های خود به «آقا معلم» یا «خانم معلم» شکایت می برند و در نهایت هم هیچ طرفی نمی بندند.

در آران و بیدگل نحوه برخورد (مردم و) مسئولان با رسانه ها حرف های بسیاری دارد که پرداختن به آن فرصت دیگری می طلبد، ولی به هر حال باید این نکته را مورد توجه قرار داد که متاسفانه بسیاری از مسئولان شهرستان ما «طاقت» نقد شدن ندارند، برای همین کمتر کسی جرأت می کند خاطر آنان را با طرح کاستی ها و نواقص، مکدر و خود را مغضوب کند!

من کی‌ام؟ این جا کجاست؟!

مسئولان ما نمی دانند می خواهند چه کار کنند، یعنی برنامه ای بلندمدت برای اداره شهرستان وجود ندارد. البته این مشکل در سطح کلان کشور نیز وجود دارد و مسئولان به رتق و فتق امور روزمره اشتغال دارند و از مسائل کلان و بلندمدت غافلند یا شاید درکی نسبت به آن ندارند. البته مدیریت یک شهرستان راحت تر از مدیریت کلان یک کشور است، ولی این مدیریت هم نیازمند خط سیر مشخص و برنامه ریزی درست و کارآمد است، کاری که باید یک مرجع شناخته شده و کارآمد به آن اقدام کنند. برخی مسئولان مثل نمایندگان مجلس، همیشه قول هایی را در ابتدای دوره های مسئولیت خود بیان می کنند، ولی این حرف ها در ادامه در روزمرگی مسئولیت آن ها گم می شود و به نتیجه ای نمی رسد. نمونه آن همایش هایی است که با عناوینی مثل «افق‌های پیشرفت» یا «گردهمایی نخبگان» برگزار می شود و در آن فقط چند نفری که در شهرهای دیگر مسئولیتی اداری دارند یکی دو ساعت دور هم جمع می شوند و بعد از آن تا برگزاری همایشی مشابه، حتی دیدار هم تازه نمی کنند!

چیزی که علاوه بر این وضعیت در آران و بیدگل وجود دارد، «پرت» بودن برخی مسئولان است، در حدی که آنان حتی از اطلاعات عمومی مربوط به حوزه خود نیز آگاهی ندارند! آیا از چنین افرادی می توان توقع داشت برای حل مشکلات کلان و نگاه بلندمدت به مسائل برنامه داشته باشند؟

در کنار این برخی مسئولان شهرستان هستند که از سال ها پیش در مسئولیت خود حضور دارند ولی حاضر نیستند برای کاری که وظیفه آن هاست قدم از قدم بردارند! کافی است یک بار طرحی را به آنان ارائه کنید تا با انواع و اقسام پیشنهادهای تکمیلی از شما استقبال کنند، ولی در نهایت خودشان هیچ کاری نخواهند کرد. این گونه افراد مثل «باتلاق»، غیر از منهدم کردن انگیزه ها و جلوگیری از پیشرفت دیگران هیچ کاری ندارند.

مصائب یک شهر کوچک

در شهر کوچک همه همدیگر را می شناسند و حتی با هم پیوند خویشاوندی و خونی دارند. این مسأله به قول جامعه شناسان و اقتصاددانان به افزایش سرمایه اجتماعی کمک می کند، ولی از سوی دیگر به خاطر آن که کار هر فرد در گرو راضی نگه داشتن دیگری است، اقدامات مصلحتی رنگ و بوی تندی به خود می گیرد. مثلا همه در فلان اداره یک «آشنا» دارند که کار آن ها را راه می اندازد، بنابراین اگر کار «گیر و گوری» پیدا کرد راحت حل می شود.

این مورد را شاید بتوان به عنوان یکی از عوامل اجتماعی و فرهنگی مطرح کرد، ولی از آن جا که اصلی ترین تاثیر آن بر فرایندهای اداری شهرستان وارد می شود، در این قسمت ذکر شد.

دست گرمی

یکی دیگر از مسائل عمومی که در فضای کارمندی وجود دارد، علاقه وافر به ترفیع و «جایزه» است. با این حال یکی از مسائل نگران کننده در آران و بیدگل، تبدیل ریاست ادارات این شهرستان به دست گرمی برای رسیدن به پست های بالاتر در شهرهای بزرگ تر است. مسئولان استانی مثل باشگاه های بزرگ فوتبال که بازیکنان جوان خود را برای کسب تجربه به صورت قرضی به باشگاه های کوچک تر می فرستند، برخی نورچشمی های خود را برای ریاست در ادارات آران و بیدگل و کسب تجربه گسیل می کنند!

همین موضوع یکی از بلایای بزرگ شهرستان در چند دهه اخیر بوده است: مسئولان غیر بومی مدتی در شهرستان ما اقامت می کنند، تجربه ای به دست می آورند، تصمیماتی بر اساس آزمون و خطا و برای خوشامد مسئولان بالادستی می گیرند و بار خود را می بندند و می روند! آن چه هم برای شهرستان باقی می ماند اثرات مخرب بلندمدت حضور این افراد است!

یکی از خدمات مهم عباسعلی منصوری به شهرستان آران و بیدگل، گماشتن فرمانداری از خود شهرستان بود. ما در این جا به کارنامه و عملکرد فرماندار در زمان تصدی این پست کاری نداریم، منظور ما این است که حضور یک فرد بومی حتی اگر افراد غیر بومی به ظاهر تجربه و تخصص بالاتری داشته باشند، بسیار مغتنم است و باید در تمام ادارات شهرستان مشاهده شود. حضور مسئولان بومی در شهرستان نتایجی بلندمدت دارد و نباید با برخی آثار جانبی کوتاه مدت آن دست به قضاوت زد.

تصور کنید یک فرماندار غیر بومی برای شهرستان گماشته شود. مسلما این فرد باید مدتی در احوالات مردم شهرستان کاوش کند تا زیر و بم مسائل فرهنگ و گرایشات مختلف اجتماعی مردم دستیگرش شود. همین موضوع حداقل چند ماه اول زمامداری او را به خود مشغول خواهد کرد. به علاوه، مسئول غیر بومی دلش برای شهرستان نمی سوزد، می داند چند سالی این جا مهمان است و بعد خواهد رفت…

ادامه دارد…

انتهای پیام/ محمد رضا انیسی


[1] خطب شکن:: http://khatabshekan.ir/

[2] اینجا: http://khatabshekan.ir/49382/%D8%AF%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AF%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D9%84