خطب شکن

aran.va

بخش اول؛

اقلیم ناسازگار و بهره‌برداری‌های خاص از عنوان «کاشان بزرگ»

خطب شکن برخی دلایل عقب‌ماندگی شهرستان آران و بیدگل از نظر امکانات و زیرساخت را مورد بررسی قرار داده است. این نخستین بخش از سه یادداشتی است که در این باره منتشر می‌شود.

کدخبر: 49382
۲۴/۱۰/۱۳۹۶ @ ۱۶:۱۱

خطب شکن: [1] «آران و بیدگل از نظر زیرساختی یکی از شهرستان های محروم استان اصفهان است.» در این گزاره شکی وجود ندارد. در حال حاضر نزدیک به۲۰  سال از شهرستان شدن آران و  بیدگل گذشته، ولی این شهرستان از بسیاری از امکانات که شاید وجود آن برای یک شهرستان ضروری باشد، بی بهره است و حتی بسیاری از ادارات، زیر نظر شهرستان بزرگ تر مجاور اداره می شود. هنوز خیلی ها آران و بیدگل را با نام دیگر شهرستان ها معرفی می کنند و صاحبان صنایع از این که برندی با نام زادگاه خود ارائه دهند ابا دارند.

به هر حال این محرومیت با توجه به ظرفیت های بسیار زیاد این شهرستان در زمینه های مختلف، نظیر نیروی انسانی و صنعت، بسیار تعجب برانگیز است. با این وجود هر چه باشد، این محرومیت دلایلی دارد که این یادداشت بلند در پی بررسی آن است. این دلایل در سه سطح محیطی و جغرافیایی، فرهنگی و اجتماعی و مدیریتی مطرح و اندکی تشریح شده است. از آن جا که شاید طولانی بودن این یادداشت موجب ملال خوانندگان شود، آن را در سه قسمت حضور مخاطبان ارائه خواهیم کرد. نظرات شما در مورد این یادداشت خطب شکن را در ادامه کار خود و بررسی بهتر واقعیت هایی که در آن بیان شده است یاری خواهد کرد. اگر کسی دوست داشته باشد در رفع این اشکالات کمک کند، حتما از طریق راه هایی که برای ارتباط با خطب شکن وجود دارد، با ما تماس بگیرد.

پیش از شروع یادآوری سه نکته ضروری به نظر می رسد: اول، آن چه خطب شکن را به نوشتن این یادداشت بلند واداشت، اخباری بود که در هفته های گذشته به صورت درِ گوشی درباره بازگشت چند میلیارد تومان از بودجه یکی از ادارات به استان منتشر شد، آن هم در حالی که مردم شهرستان بیش از مسئولان استانی به این بودجه محتاج بودند و از فقدان زیرساخت ها در همان بخش تحت پوشش آن اداره، رنج می کشیدند. این اتفاق در کنار برخی رویدادهای دیگر، ما را به فکر بررسی چرایی «عقب ماندگی» شهرستان و بررسی نقش مسئولان دولتی در این خصوص انداخت.

دوم، برخی از دلایل عدم پیشرفت شهرستان به بی کفایتی عمده مسئولان ادارات شهرستان بر می گردد. در واقع این مسئولان ادارات باید مطالبه گر باشند و حق مردم شهرستان را از مسئولان بالادستی بگیرند، ولی در عمل چیزی غیر از این رخ می دهد. البته ما به تمام مسئولان شهرستان معترض نیستیم و همه را مشمول بندهای این یادداشت نمی دانیم، واقعا مسئولانی پیدا می شوند که با جان و دل کار می کنند و ترفیع و خودشیرینی برای بالادستی ها را هدف خود قرار نداده اند…

سوم، همه را دعوت می کنیم آن چه را که در این جا می آید به عنوان نقدی خیرخواهانه در نظر بگیرند و سعی کنند در صورتی که انطباقی بین بندهای این یادداشت و خود می بینند، منصفانه به اصلاح خود عمل کنند: «خود شکن، آیینه شکستن خطاست».

*****

  1. عوامل محیطی و جغرافیایی

کم آبی و اقلیم ناسازگار

آب یکی از عناصر مهم پیشرفت است. آران و بیدگل در گذشته منابع آبی فراوانی داشته است. آن طور که بزرگ‌ترها می گویند (نیازی به مراجعه به کهنسالان نیست، این دوره آن قدر نزدیک هست که افراد میانسال نیز آن را به یاد بیاورند) چند سال پیش کشاورزی در آران و بیدگل رونق داشته و مزارع و باغ های مختلف پربار و پر ثمر بوده است. اما امروز با توجه به برداشت های بی رویه از سفره های آب زیرزمینی اکنون آران و بیدگل با مشکل کم آبی مواجه است و بیابان در حال پیشروی است.

سالیانی نه چندان دور ۴۹ رشته قنات در آران و بیدگل وجود داشت

آب که نباشد توسعه با مشکل مواجه می شود. شاید با این وضعیت منابع آب و اقلیم خشک و خشن، تنها چیزی که مردم را به زندگی در این شهرستان امیدوار کرده است، ساختار صنعتی آن است.

هر چی دارید واس ماس!

یادم می آید زمان تحصیل در دبیرستان، به مسئولان وقت اداره آموزش و پرورش معترض شدیم به خاطر آن که امکانات مناسبی برای کنکوری ها در شهرستان وجود نداشت. خیلی ها به یاد دارند که تا مدتی قبل، در شهرستان آران و بیدگل نه تنها کلاس کنکور وجود نداشت، بلکه فضای آموزشی نیز برای آن تعداد دانش آموز کافی نبود. در پاسخ به تمام اعتراض ها یک جواب ساده شنیدیم: به خاطر این که شهرستان ما به کاشان نزدیک است، امکانات به ما تعلق نمی گیرد! یعنی به خاطر این فاصله کم، ما باید به شهرستان مجاور برویم و از امکانات آنان استفاده کنیم! در حال حاضر وضعیت فضاهای آموزشی نسبت به دورانی که ما درس می خواندیم خیلی بهتر شده است، ولی این به خاطر مهربانی مرکز استان نیست، بلکه خود مردم دست به کار شده اند و مدرسه ساخته اند.

این شرایط در دیگر حوزه ها هم هست. همین چند وقت پیش، آمبولانسی که به نام آران و بیدگل سند خورده بود و قرار بود اندکی از مشکلات حوزه سلامت این شهرستان را حل کند، چند ماه در کاشان ماند و هیچ کدام از مسئولان پاسخگو نبودند. در نهایت هم با ترشرویی حق ما را به ما دادند! داستان دانشکده منابع طبیعی را هم همه می دانند! اخیرا داد و هوار انجمن های محیط زیستی کاشان برای جلوگیری از اختصاص پساب کاشان به بخش صنعت آران و بیدگل هم برخی توجهات را به خود جلب کرد. آن هم در حالی که قسمتی از منابع آب شرب کاشان از چاه های شهرستان آران و بیدگل تامین و در مقابل، زباله های این شهرستان بدون پرداخت عوارض و هزینه، در ابوزیدآباد دفن می شود! بهره برداری از ظرفیت های فرهنگی و اقتصادی آران و بیدگل تحت عناوینی مانند «کاشان بزرگ» هم یکی از عادت های مسئولان شهرستان مجاور شده است. در حالی که این عنوان ذیل هویت فرهنگی مناطق مختلف تحت پوشش منطقه «کاشان بزرگ» تعریف می شود و نباید بهانه ای برای بهره برداری های خاص باشد.

جنگ بودجه

از آن بدتر، قرار گرفتن زیر سلطه اصفهان است. عباسعلی منصوری، نماینده سابق مردم شهرستان در مجلس، بودجه گرفتن از اصفهان را به «جنگ» تشبیه کرده بود. سید جواد ساداتی نژاد، نماینده کنونی مردم در مجلس نیز بارها از عدم همکاری مسئولان استانی گلایه کرده و خواستار تفویض اختیار به ادارات شمال استان اصفهان شده است.

الان هر کسی بخواهد در آران و بیدگل (یا هر کدام از شهرستان های شمال استان) سرمایه گذاری کند یا طرحی برای پیشرفت اجرا کند، باید ده‌ها بار به اصفهان برود و برگردد. علاوه بر این وقتی مسائل شهرستان ها به میان می آید، فرایند اداری اصفهانی‌ها آن قدر کند می شود که سرعت اینترنت دایال‌آپ هم بر آن پیشی می‌گیرد! با این اوصاف، این ادعا که اصفهان حتی حق شهرستان هایی مثل آران و بیدگل را هم به آن ها نمی دهد، بیراه نیست، چه رسد به این که به پیشرفت آن ها کمک کند.

ادامه دارد…

انتهای پیام/ محمدرضا انیسی


[1] خطب شکن:: http://khatabshekan.ir/