چاپ خبــر
نگاهی به زندگی آیت الله دربندی در پنجاهمین سالروز رحلت وی؛

عروج «افتخار» آران و بیدگل/ یادی از روحانی روشنگر و متواضع

آیت الله افتخارالاسلام دربندی در زمان رژیم طاغوت با امام خمینی(ره) مکاتبه داشت و مردم را با افکار و اندیشه‌های ایشان آشنا می‌کرد. او همچنین در جلساتی که به صورت خصوصی برگزار می‌شد، افراد مورد اعتماد را گرد می‌آورد و از مسائل و جریانات سیاسی روز با آنان سخن می‌گفت.

خطب شکن: حبیب الله سلمانی، پژوهشگر تاریخ آران و بیدگل/ آقا حسین دربندی در مهرماه ۱۲۶۷ برابر با ۱۳۰۶ قمری در محله دربند به دنیا آمد. خانواده‌ی وی به تقوا و علم معروف بودند. پدر آقاحسین، ملا عباس فرزند ملا علی اکبر، روحانی سرشناس و وارسته‌ای بود که در مجالس و محافل دینی و مذهبی برای مردم از مسائل دینی و احکام شرعیه سخن می‌گفت و به ذکر مراثی اهل بیت(ع) می‌پرداخت.

مادر آقاحسین، خاور دختر حسین عطایی کاشانی از خانواده‌های سرشناس و متمکن کاشان بود. از کرامات این زن بزرگوار همین بس که او هنگام ازدواج با ملا عباس، مهریه اش را آموختن قرآن قرار داد. وی پس از آن که به خانه شوهر آمد، روخوانی قرآن را فراگرفت و به شکرانه‌ی آن تا پایان عمر، هر هفته یک بار قرآن را ختم کرد و به بسیاری از دختران و زنان قرآن خواندن را آموخت.

سفر به نجف و بازگشت به میهن

شهرت علمی و معنوی دو حوزه بزرگ نجف و تهران موجب شد آقاحسین پس از آموختن مقدمات، ابتدا به تهران سفر و در مدرسه سپهسالار به تحصیل بپردازد و سپس راهی نجف شود. وی با اقامت در یکی از مدارس همجوار بارگاه علوی ضمن کسب بهره‌های معنوی از محضر بزرگان و مراجع ساکن در نجف استفاده کرد و پس از چند سال به میهن بازگشت.

darbandi

آیت الله دربندی در بازگشت به ایران از آیت الله حائری اجازه اجتهاد و امور حسبیه گرفت و تا پایان عمر محله چهارسوق را به عنوان پایگاه نشر معارف اهل بیت انتخاب کرد. وی همچنین سالیان دراز در دو نوبت ظهر و شب در مسجد دهنو نیز اقامه نماز می‌کرد و همه ساله در دو عید بزرگ فطر و قربان در محل مصلای آران دشت (محل فعلی مسجد صادقیه) نماز عید می‌خواند.

روحانی روشنگر

سامان دادن به امور اجرایی آستان امامزاده محمدهلال(ع) و تاسیس کتابخانه‌ی این آستان، از جمله خدمات ماندگار آن مرحوم به شمار می‌رود. وی همچنین در زمان رژیم طاغوت با امام خمینی(ره) مکاتبه داشت و مردم را با افکار و اندیشه‌های این عالم بزرگوار آشنا می‌کرد. همچنین آیت الله دربندی در جلساتی که به صورت خصوصی برگزار می‌شد، افراد مورد اعتماد را گرد می‌آورد و از مسائل و جریانات سیاسی روز با آنان سخن می‌گفت.

خوش خلقی بی نظیر

مهم ترین ویژگی و امتیاز آیت الله دربندی اخلاق خوش و تواضع وی بود، به طوری که هر کس با او برخورد و معاشرت داشت، مجذوب خلق خوش او می‌شد. یکی از روحانیان محلی می‌گوید: «هر گاه برای ملاقات و دیدار به منزل آیت الله دربندی وارد می‌شدیم، قبا و عبایش را می‌پوشید و عمامه بر سر می‌گذاشت. یک وقت به او عرض کردیم: آقا! در منزل لباس‌های معمولی و ساده کافی است و ما خودمانی هستیم! آقای دربندی پاسخ داد:من باید از شما احترام بگیرم تا دیگران بدانند که این لباس، لباس پوششی ما نیست، بلکه لباس پیامبر و دین است.»

همچنین از یکی از منشیان ایشان نقل شده است: «من حدود ۱۰ سال در دفترخانه آیت الله افتخار کار تحریر و نگاشتن اسناد را انجام می‌دادم. در این مدت هیچ گاه با تندی و عصبانیت با من سخن نگفت و هرگز کلمه‌ای ناشایست از او نشنیدم.»

IMG10321610

وفات جانگذاز

آیت الله دربندی سال‌ها درگیر بیماری قند بود. با بالا رفتن سن، بیماری او نیز شدت گرفت و چند سالی در بستر آرمید تا این که در روز ششم بهمن ماه ۱۳۴۵ برابر با نیمه شوال ۱۳۸۶ قمری چشم از جهان فرو بست.

مردم آران و بیدگل با شنیدن خبر وی تشییعی باشکوه برای او ترتیب دادند و پیکر آیت الله دربندی را در مقبره خانوادگی اش در جوار بقعه حضرت محمد هلال(ع) به خاک سپردند.

ghabr-eftekhar

استاد شهاب تشکری ماده تاریخ وفات آیت الله دربندی را در دو بیتی زیر چنین سروده است:

روان حجت دین، افتخار دربندی/ گشود پر چو ملائک به روضه‌ی رضوان

شد افتخار جهان در جنان و گفت «شهاب»/ که سال رحلت وی باشد «افتخار جنان» (۱۳۸۶ قمری)

telegram

  1. ناشناس گفته:

    نام افتخار دربندی را می گویند که در سال ی که ماشااله خان با قرآن مهر شده امان نامه رضاشاه به تهران می رفت در قهوه خانه میان راه قم به آقای دربندی به هم می رسند و افتخار به خاطر جنایت های او خود را در جایی مشغول می کند که در دید خان قرار نگیرد و از آقای دربندی استخاره می گیرد و از آقا می پرسد برای پست وزارت و بلند مرتبه که می خواهند به من بدهند بروم یا نروم آقا از استخاره طفره میرود و ایشان اصرار و می گوید که استخاره ما که ارزشی ندارد وماشااله خان می گوید شما افتخار اسلام هستید که از اینجا نام او افتخار اسلام می شود و
    با ورو د به در تهران ماشااله خان هم به دار آویخته می شود . و مقام بلند چوپ دار آویخته می شود .

Go to TOP