چاپ خبــر
shenasnameh
نگاهی به افزایش پدیده طلاق توافقی در آران و بیدگل:

قانونی که بلای جان شده است/ مسئولان برای کاهش طلاق توافقی کاری کنند

یکی از مشاوران فعال شهرستان در مسأله ازدواج و طلاق می‌گوید: «ما در مسأله‌ی ازدواج در یک بلبشوی فرهنگی قرار داریم. الآن چه‌کسی می‌داند عرف جهیزیه ایران چیست؟ چرا سن ازدواج این قدر بالاست؟ چرا کسی برای جلوگیری از افزایش طلاق توافقی کاری نمی‌کند؟ مسئولان به جای قیمت دلار و صدور نفت بیایند روی این مسائل تمرکز کنند، چون آینده‌ی جامعه را این چیزها تهدید می‌کند…»

خطب شکن: در قانون جدید حمایت از خانواده مصوبه سال ۹۱، بحثی به‌عنوان طلاق توافقی ایجاد شد و همین مسأله طلاق را آسان تر از قبل کرد. قبل از سال ۹۴ از هر پنج ازدواج یک مورد به طلاق منجر می‌شد اما در سال ۹۴ از هر ۴٫۴ ازدواج یک مورد به طلاق ‌رسید. جالب این که در سال ۹۴ در تهران از هر ۲٫۸ ازدواج یک مورد به طلاق منجر شده است. به‌عبارت دیگر یک‌سوم ازدواج‌های تهران طلاق شده است یعنی در سال گذشته در تهران در هر ۱۸ ساعت، یک زوج طلاق گرفتند. در سال گذشته در تهران ۳۰ هزار مورد طلاق ثبت شد که حدود ۲۷ هزار مورد آن، یعنی بالغ بر ۹۰ درصد توافقی بوده است. این آمارها نشان می‌دهد پدیده‌ی شوم طلاق توافقی که در ابتدا قرار بود رویکردی برای حمایت از خانواده باشد، به چه معضل عظیمی برای اجتماع تبدیل شده و کشور را فرا گرفته است.

هر چند در آران و بیدگل آماری از تعداد طلاق‌های رسمی اعلام نمی‌شود، ولی شهرستان ما نیز به شدت درگیر این موضوع است و به اذعان مسئولان قضایی، تبدیل به یکی از مهم ترین پدیده‌های اجتماعی شهرستان شده است.

آشنایی‌های خیابانی به طلاق می‌انجامد

به اذعان یکی از سردفتران آن دسته از دخترها و پسرهایی که بدون مشورت با پدر و مادر و آشنایی قبلی با هم، برای ازدواج توافق می‌کنند، همان‌ها نیز پس از یک سال توافقی طلاق می‌گیرند و از هم جدا می‌شوند. وی جوانانی را که بیشتر بر اثر آشنایی‌های خیابانی و به دور از چشم پدر و مادر با هم آشنا می‌شوند مبتلا به این شیوه‌ی ازدواج و طلاق احساسی می‌داند و می‌گوید: در بعضی شهرهای بزرگ تر گرفتن حکم طلاق توافقی در مجتمع‌های قضایی خانواده یک نصفه روز بیشتر طول نمی‌کشد، یعنی اگر زن و مرد ساعت ۹ صبح برای طلاق مراجعه کنند ساعت ۱۲ ظهر حکم طلاق به‌دست‌، از مجتمع بیرون می‌آیند.

885370

این سردفتر به این نکته اشاره می‌کند که خیلی از آنان که طلاق می‌گیرند، بعد از این عمل ناراحت و پشیمان می‌شوند ولی دیگر راهی برای بازگشت ندارند.

یکی از مسئولان موسسه ازدواج آسان (الزهرا(س)) که سال‌هاست در زمینه‌ی ترویج ازدواج آسان فعالیت می‌کند با ابراز تاسف از بالا گرفتن تب طلاق در آران و بیدگل می‌گوید: «ریشه‌ی خیلی از طلاق‌های توافقی به قبل از ازدواج بر می‌گردد. جوانان بدون مشورت با خانواده و بزرگان و تحقیق با هم برای ازدواج توافق می‌کنند، همان‌طور هم می‌روند و طلاق می‌گیرند. به طور کلی آن دسته از زوجینی که ازدواج‌شان درست بوده و روند عاقلانه و سنتی خواستگاری و ازدواج را پیموده‌اند، وقتی می‌خواهند به‌صورت توافقی طلاق بگیرند یک دلیل موجه دارند و برخی اوقات بنا به دلایلی مثل نازایی از هم طلاق می‌گیرند.»

ضعف‌های جدی قضایی

یکی از قضات آران و بیدگلی که در یکی از شهرهای دیگر مشغول به کار است با بیان این که ورودی مجتمع‌های قضایی خانواده در کل کشور زیاد است می‌گوید: «باید برخورد با افراد مختلفی که برای طلاق توافقی به دادسرا مراجعه می‌کنند تفاوت داشته باشد. الآن دادگستری با یک آدم فهیم، تحصیلکرده، مؤمن و باشخصیت که به هر دلیلی توافق می‌کنند طلاق بگیرند مثل همان زوجینی برخورد می‌کند که از روی لجاجت تصمیم به طلاق گرفته‌اند.»

talagh-111

وی با اشاره به ضرورت اخذ گواهی مشاوره از سوی زوجین برای صدور حکم طلاق اضافه می‌کند: «بنده در بسیاری از مجتمع‌های قضایی شهرهای دیگر شاهد بوده‌ام از هر زوج ۴۰ هزار تومان می‌گیرند و فرمی را به عنوان گواهی مشاوره پر می‌کنند!»

این قاضی از رواج رسومی مثل جشن طلاق در کشور ابراز ناراحتی می‌کند و می‌افزاید: «حواسمان باید جمع باشد که همچین رسومی در شهری مثل آران و بیدگل رواج پیدا نکند و این پدیده‌ی زننده تبدیل به یک ارزش نشود.»

مشاورانِ تجویز طلاق

یکی از روانشناسان شهرستان که مراجعاتی از زوجین متقاضی طلاق دارد معتقد است: «راهکار کاهش طلاق توافقی مرکز مشاوره نیست.» وی می‌افزاید: «یکی از دلایل افزایش طلاق توافقی، عدم وجود مشاوران متخصص است. خیلی از مشاوران وقتی یک زوج برای یک مشکل عادی که تقریباً بین همه زوج‌ها وجود دارد، مراجعه می‌کنند می‌گویند طلاق بگیرید!»

pic-7215-1436606220

این خانم روانشناس با بیان این که همه‌ی زوج‌ها در زندگی مشکل دارند خاطرنشان می‌کند: «روانشناس در مقابل روج‌هایی که با هم مشکل دارند باید نحوه برخورد با مشکل را ارائه کند اما صورت مساله را پاک می‌کند.»

بلبشوی فرهنگی

او که از روند افزایشی طلاق توافقی در آران و بیدگل گله‌مند است با ناراحتی ادامه می‌دهد: «ما در مسأله‌ی ازدواج در یک بلبشوی فرهنگی قرار داریم. الآن چه‌کسی می‌داند عرف جهیزیه ایران چیست؟ چرا سن ازدواج این قدر بالاست؟ چرا کسی برای جلوگیری از افزایش طلاق توافقی کاری نمی‌کند؟ مسئولان به جای قیمت دلار و صدور نفت بیایند روی این مسائل تمرکز کنند، چون آینده‌ی جامعه را این چیزها تهدید می‌کند…»

طلاق در همان اول راه

یکی دیگر از کسانی که سال‌ها در مورد ترویج ازدواج آسان در شهرستان تلاش کرده است با بیان این که اکثر مراجعه کنندگان برای طلاق توافقی کمتر از دو سال سابقه‌ی زندگی مشترک دارند می‌گوید: «خیلی از جوان‌ها در حالی برای طلاق مراجعه می‌کنند که کمتر از دو سه ماه از ازدواجشان می‌گذرد، ولی در این مدت کوتاه به این نتیجه رسیده‌اند که باید از هم جدا شوند.»

talagh1

ضعف تربیت خانوادگی و باورهای دینی

وی ضعف در تربیت خانوادگی را یادآور می‌شود و می‌گوید: «این گونه آدم‌ها دلایل درستی برای ازدواج ندارند. پسری که هنوز در زندگی سختی نکشیده است یا دختری که مادرش حتی یک بار هم اجازه‌ی کار کردن در منزل را به او نداده و دائم سرش در اینترنت و گوشی تلفن همراه است، نمی‌توانند سختی‌های زندگی مشترک را تحمل کنند.»

این فعال فرهنگی کمرنگ شدن ایمان مردم و عدم اعتقاد به باورهای سنتی و اسلامی را عامل دیگر این پدیده عنوان می‌کند و تاکید می‌کند: «بعضی معتقدند مشکلات اقتصادی در افزایش طلاق موثر است. ولی وقتی طرف یک سال است ازدواج کرده و حالا می‌خواهد طلاق توافقی بگیرد مگر یک سال قبل که ازدواج می‌کرد نمی‌دانست وضعیت اقتصادی‌اش یک سال بعدش چطور می‌شود؟ یک موقع هست که طرف ۲۰ سال پیش ازدواج کرده و حالا تورم رشد زیادی داشته است و زندگی اقتصادی فرد به مشکل خورده است اما نه یک‌ساله! کسی که می‌خواهد ازدواج کند جَنم و وضعیت اقتصادی خود را دیده و از هزینه‌ها در جامعه ما نیز اطلاع داشته است. وقتی این فرد پا پیش می‌گذارد و ازدواج می‌کند نمی‌تواند بعد از یک سال بگوید به‌خاطر مشکلات اقتصادی تصمیم به طلاق گرفته است.»

57353113

***

در جامعه‌ی امروز ایران طلاق به معضلی بزرگ تبدیل شده و نیازمند چاره اندیشی درست و فوری است. علاوه بر اثراتی که افزایش طلاق از بعد فردی بر جای می‌گذارد، بر هم خوردن امنیت روانی جامعه نیز از اثرات و نتایج این پدیده‌ی شوم است. به هر حال در آران و بیدگل که شهری مذهبی است و باورهای دینی در آن به نسبت عمیق تر است، شاید هشیاری پدر و مادرها و تغییر الگوی تربیتی در کنار آسان گرفتن ازدواج و حمایت از جوانان بتواند کمی از مشکل طلاق کم کند. با این وجود مسئولان شهرستان نیز نباید تنها به لفاظی و سخنگویی در باب این پدیده اکتفا کنند و برای توقف رشد این معضل تمهیدی فوری بیاندیشند.

telegram

  1. ARANZI گفته:

    وقتی الگوی زندگی ما؛ تغییر داده شده است طلاق و بیکاری و دزدی و فساد اداری و بانکی همه برجامعه هجوم می آورد الگوی های ما بزرگان و ملا های ما هستند که هنوز حتی یک تابلو برای معرفی آنها در میدان و یا خیابانها نزده ایم . اگر دروغ و حسد و تهمت و بیگانه پرستی و پول پرستی کنار نگذاریم همین است و هرروز بدتر هم می شود الان اصول دین پنجگانه بیشتر روسا و مدیران و مسئولین این است : ۱-مدرک ۲- پول ۳- ماشین ۴- کار ۵- خانه فلانی مدرک اش چیست ؟فامیلش کیست؟ و….. از کدام محله است؟ ….. به جای اینکه ببینیم اگر حرف اش حسابی است و منطقی است باید همه بپذیریم. و قتی پشت به گذشته خود کرده ایم خانه های تاریخی که که در آن یک خاندان از عمه وعمو و دایی و خاله و بچه و سالمند و بیمار و معلول در خانواده در یک خانه بزرگ خشت و گلی با یک مطبخ و یک دسشویی و یک حوضخانه ویک …. و از وقتی که آپارتمان سازی و خانه ها کوچک شد و افراد خانواده از هم دور شدند درست است که آزادی اشان زیاد شد و زنان در ادارات مشغول کار می شوند ولی آیا بچه خوب تربیت می شوند و این بچه های لوس و بابا و ننه ای هستند که با کوچکترین حرف و حدیث بی خود و بی سر و ته از هم دیگر بریده و دلخور شده و طلاق می گیرند و در دبیرستان و دانشگاه و حتی تلویزیون هم و هم ادارات ارشاد و امام جمعه که باید کارهای فرهنگی را ترویج کنند فقط سیاسی کاری در فرهنگ انجام می دهند و کار عملی نمی شود در گذشته یک عروس و داماد با کمترین هزینه و با کمک اهالی فامیل و محله جهیزیه خریده می شد و زندگی ها هم پایدار و بدور از چشم هم چشمی بود و در قدیم هم رفاه و فراوانی هم نبود و ظروف و وسایل هم سرطان زا نبودند و هم غذا و مواد مصرفی در حد نیاز مصرف می شد و دیابت هم چون کار ها نوعی ورزش بود نمی گرفتند و…… پس ما باید خانه های تاریخی را مرمت کنیم تا جوانان و دانش آموزان از مفاخر شهر خود فرهنگ اسلامی در کویر را بیاموزند آب و هوا را آلوده نکنند و با احترام به گذشتگان و محیط زیست زندگی مان ادمه یابد و گرنه با خاری و ذلت و آوارگی باید شهرمان را به خاطر بی تدبیری مسئولین با تخریب میراث فرهنگی و محیط زیست نه کار و نه زندگی مناسبی خواهیم داشت .و از شهرهای خرابه باید عبرت بگیرم و عدم احترام به طبیعت و میراث گذشتگان خودکشی شهرمان است .

  2. سالاوان گفته:

    آفرین جناب آرانزی

Go to TOP