چاپ خبــر
پیشه‌های کهن آران و بیدگل (قسمت ششم)؛

دواتگری، حرفه‌ای رو به فراموشی

کوچه پس کوچه‌های بافت قدیمی شهر آران و بیدگل، روزگاری پر بود از صدای جرینگ جرینگ ادوات آهنگران، مسگران و دواتگران. پیشه‌هایی که امروز اثری از آن باقی نمانده است…

خطب شکن: جعفر عربیان، روزنامه نسل فردا آران و بیدگل/ کوچه پس کوچه‌های بافت قدیمی شهر آران و بیدگل، روزگاری پر بود از صدای جرینگ جرینگ ادوات آهنگران، مسگران و دواتگران. صدای تپ تپ دستان شاطر که بر سر خمیر ورآمده نان سنگک فرود می‌آمد. صدای حرف زدن‌های بلند بلند قصاب ساتور به دست و میوه فروش اشنو به لب و آواز نخراشیده دستمال به دست‌های سینه چاک. سقف بازار قدیمی شهر به گذرها سایه انداخته بود و دکان‌ها را به هم متصل می‌کرد. وردی بازار قدیمی از یک محله شروع می‌شد و از چند محله، مسجد، حسینیه، گذر و آب انبار می‌گذشت. اما اگر حالا از همان گذرها و بازارچه‌های قدیمی بگذریم چیزی جز کوچه پس کوچه‌های تکه پاره و گرد و خاک گرفته به چشم نمی‌آید. تنها نشانه‌هایی که وجود گذشته‌ای پر رونق و تاریخچه‌ای پویا در این گذرگاههای قدیمی را گواهی می‌دهد، وجود چند دکان رنگ و رو رفته اما باصفاست.

davatgari

دکان دواتگری منصور باغبانی در محله بازار، یکی از جاهایی است که هنوز صفا و روح کسب و کار سنتی و رونق بازار قدیمی شهر را گواهی می‌دهد. دمدمه‌های غروب در کنارش می‌نشینیم و با او همکلام می‌شویم. در باره حرفه رو به فراموشی اش؛ «دواتگری .» بنا بر نوشته جعفر شهری در کتاب تاریخ اجتماعی تهران، «در قرن سیزدهم دوات گری شغلی بود که تهیه دوات و دوات دان یعنی قلمدان می‌نمود و چون کار دوات گری با ورود قلم فرانسه و جوهر و قلم‌های نوک آهنی و در عقبش خودنویس رو به زوال گذارد، به تدریج دوات گرها کار اولیه خود را به سماورسازی و امور ادوات برنجی تبدیل نموده و سماورساز شدند .» از منصور باغبانی در باره شغل دواتگری می‌پرسم که در جواب می‌گوید: در قدیم به کسانی که وسایل نفتی و یا چینی جات را تعمیر و درست می‌کردند، دواتگر می‌گفتند. کلوا بندی هم یکی از کارهایی بود که دواتگرها در قدیم انجام می‌دادند. دواتگری شغلی آبرومندانه اما کم درآمد است. البته من به این کار علاقه دارم چون کار مردم را راه می‌اندازد و نیاز آن‌ها را رفع می‌کند. حدود ۳۰ سال پیش بخاطر معلولیتی که داشتم تصمیم گرفتم شغلی انتخاب کنم که نیازی به راه رفتن نداشته باشد و با وجود معلولیتم بتوانم از راه اشتغال به آن کسب روزی کنم. بررسی کردم و شغل دواتگری را انتخاب کردم. رفتم پیش قدرت الله ریحانی که به دواتگری اشتغال داشت و از او خواستم این کار را به من هم یاد دهد. مدت کوتاهی پیشش شاگردی کردم و زود کار را یاد گرفتم و به کار مشغول شدم.

در قدیم کلوابندی و تعمیر چراغ‌های والور، چراغ سه فتیله ای، علاء الدین، سماور برقی و زغالی و انواع چراغهای نفتی، فشنگی و گردسوز جزو کارهای ما بود. برای تعمیرات این وسایل از روشهای مختلف جوشکاری برنج، نقره و کاربید استفاده می‌کردیم. در حال حاضر بدلیل تغییراتی که در زندگی مردم بوجود آمده دیگر بسیاری از وسایل قدیمی که در پیشه دواتگری تعمیر می‌شد مورد استفاده مردم نیست و آنهایی هم که دور نیانداخته شده توسط مردم به عنوان دکور و عتیقه نگهداری می‌شود.

منصور باغبانی، کار کلوابندی را بخش فراموش شده حرفه دواتگری ذکر می‌کند و می‌گوید: زمانی که ظروف و وسیله‌هایی مانند برمه سنگی، قوری، بولون، سنگاب گلی، طبق چوبی پاتنی و … می‌شکست و یا ترک برمی داشت، با استفاده از شیوه کلوا بندی تعمیر می‌شد. البته به این کار چینی بند زنی هم می‌گویند. روش کار کلوا بندی اینگونه بود که اول با مته چوبی مخصوص که نوک آن از جنس الماس بود سوراخ‌هایی را به شکل موازی بر دو طرف محل ترک و شکستگی جنس چینی و یا سنگی و چوبی ایجاد می‌کردیم. فاصله هر جفت سوراخ حدودا دو سانتیمتر بود. بعد آهک یا پودر مل را با سفیده تخم مرغ مخلوط می‌کردم که به این چسب «ساروج» می‌گفتند. این چسب در ساخت بناهای قدیمی و آب انبارها هم استفاده می‌شد و آب هیچ ضرری به آن نمی‌رساند. بعد از درست کردن چسب، سوراخهای ایجاد شده در بدنه ظرف شکسته شده را با آن پر می‌کردیم و سپس با استفاده از مفتول آهنی و یا سنجاق‌های باریک که دو سر آن خم شده بود، دو سوراخ را به هم متصل می‌کردیم و دوباره درزهای سوراخ و ترک را با ساروج پر می‌کردیم. سپس دوباره بند‌های آهنی را محکم می‌کردیم. استفاده از این چسب باعث می‌شد که آب دیگر از محل سوراخها و شکستگی نفوذ نکند. این چسب البته ضد جوش هم بود و در صورتی که آب داخل ظرف جوشانده می‌شد هیچ آسیبی به چسب وارد نمی‌کرد.

davatgari

گرچه این روزها دیگر اثری از کلوابندی در دکان منصور باغبانی نیست اما کسب و کارش آنقدر هم از رونق نیافتاده. در زندگی‌های امروزی ما دیگر برمه سنگی، بولون و طبق جایی ندارد. قوری‌های چینی هم آنقدر ارزان و در دسترس هستند که تا شکسته شدند و ترک برداشتند جای خود را به یک قوری نوتر می‌دهند. روزگار برمه و بولون به سرآمد اما سماور همچنان باقیست. بیشتر مراجعان و مشتری‌های دکان دواتگری منصور باغبانی می‌خو.اهند سماور تعمیر کنند. او در این باره توضیح می‌دهد: بیشتر تعمیرات سمار مربوط به پوسیدگی و خرابی تنوره‌های سماور است. اوایل تنوره سماورها از جنس مس بود. تنوره‌های قدیمی انج داشت و بسیار دوام و کارایی داشت. اما پس از فراگیر شدن بهداشت، استفاده از تنوره‌های مسی ممنوع شد و تنوره‌ها به برنجی تبدیل شد. تنوره‌های برنجی کنونی بسیار نازک ساخته می‌شود و از کارایی و دوام کمتری نسبت به تنوره‌های قدیمی برخوردار است.

وی در باره فوت و فن کار می‌گوید: در این شغل مهارت در لحیم کاری خیلی مهم است. لحیم کاری با استفاده از هویه‌های آهنی نوک تیز که با مشعل آتش داغ می‌شود انجام می‌گیرد.. البته با آمدن کپسول هوا و گاز، دیگر لحیم کاری به سبک گذشته انجام نمی‌شود.. لحیم کاری‌های امروزی با استفاده از ماده‌ای به نام نوشادر صورت می‌گیرد که ماده‌ای بسیار سمی و خطرناک است. یکی از دلایلی هم که خیلی‌ها از شغل دواتگری فاصله می‌گیرند وجود این ماده سمی است. در واقع شغل دواتگری کم کم در حال از بین رفتن است.

از وی در باره دواتگرهای قدیمی آران و بیدگل می‌پرسم که می‌گوید: عباس باطنی و مرحوم پدرش، حبیب اله معروف به بلند، مرحوم حاج رجب علیزاده و حاجی مداحی از جمله افرادی هستند که از قدیم الایام در آران و بیدگل به شغل دواتگری اشتغال داشته اند. منصور باغبانی ذاتا کم توقع و بی ریاست و گلایه و خواسته‌ای هم از هیچ مسئولی ندارد. تنها یادگاری که از توجه مسئولان به خود دارد تقدیرنامه‌ای است که روی طاقچه اتاقش گذاشته و به آن دلخوش است. در این باره می‌گوید: حدود ۱۰ سال پیش همایشی در خانه تاریخی بنی طبا به همت انجمن دوستداران میراث فرهنگی صباحی بیدگلی برپا شد. در حاشیه برگزاری این همایش غرفه‌هایی هم به حرفه‌های سنتی آران و بیدگل اختصاص یافت و من هم به عنوان کسی که در حرفه دواتگری اشتغال دارم در یکی از آن غرفه‌ها به معرفی شغل خود پرداختم. آن سال تنها باری بود که به حرفه دواتگری توجه شد و البته به همت ان بزرگواران، لوح تقدیری هم به من اهدا شد.

photo_2016-10-01_00-29-54

این روزها گرچه دکان دواتگری منصور باغبانی دیگر رونق روزگار گذشته را ندارد اما همچنان جایی است برای رفع یکی از نیازهای خدماتی مردم و راهی برای کسب روزی برای او.

تنور دواتگری منصور همچنان روشن است و دمش گرما بخش گوشه‌ای راسته بازار قدیمی شهر که نشانی از گذرهای مسقف و برو بیای قدیم در آن نیست.

telegram

  1. آرانزی گفته:

    با عزیز ( بندگر و سماور ساز ) نیکفر پدر شهید ۱۰۰ ساله مصاحبه کنید

پاسخ دهید

سوال امنیتی:
Go to TOP