چاپ خبــر
azimzade-pezeshk
چشم پزشک جوان آران و بیدگلی:

پزشکان زیر ذره‌بین مردم هستند/ پشتکار مهم‌ترین عامل موفقیت یک پزشک است

پزشکان بیشتر از سایر اصناف زیر ذره بین مردم هستند و موضوع قضاوت آنان قرار می‌گیرند. برای همین بد اخلاقی و کج رفتاری پزشکان هرگز برای مردم قابل قبول نیست و کوچک ترین اشتباه‌های پزشکان ممکن است در جامعه بازتاب‌های گسترده داشته باشد.

خطب شکن: زهرا الهامی نیا/ در ایران اول شهریورماه هر سال را به مناسبت زادروز ابو علی سینا به عنوان روز پزشک نامگذاری کرده‌اند تا بهانه‌ای برای تقدیر از جامعه‌ی پزشکی کشور باشد.

rightel-banner-drday

دکتر احمد عظیم زاده یکی از پزشکانی است که در عین جوانی، موفق به دریافت مدارک معتبر در پزشکی و تخصص در زمینه‌ی قرنیه، لیزیک و لازیک شده و هم اکنون در تهران ساکن است. وی یکی از اهالی شهرستان کویری آران و بیدگل است که هوش مردمانش زبانزد همگان است.

در این گفتگوی کوتاه، احمد عظیم زاده شرح حال کوتاهی از زندگی خود ارائه می‌دهد و عوامل موفقیت خود را ذکر می‌کند. به عقیده‌ی وی پشتکار و تلاش مهم ترین عامل موفقیت هر انسان در رسیدن به اهداف خود است.

***

لطفا خودتان را معرفی کنید.

من احمد عظیم زاده، چشم پزشک و متخصص پیوند قرنیه هستم و ۳۸ سال سن دارم. بر اساس وظیفه‌ای که شغل بنده ایجاب می‌کند از فروردین ۹۰ در تهران در بیمارستان‌های لبافی نژاد، درمانگاه هلال احمر و نور و بیمارستان ارتش مشغول به فعالیت در زمینه‌ی جراحی پیوند قرنیه، گلوکوم، لیزیک و لازک هستم. در ۲۶ سالگی ازدواج کردم و هم اکنون صاحب دو پسر هستم.

از چگونگی ورود خود به این حرفه بگویید…

مثل هر کار دیگر، اصلی ترین عاملی که مرا به این مسیر کشاند و در آن هدایت کرد، علاقه بود. من در دوران تحصیل، به جز سال اول ابتدایی همواره شاگرد اول بودم. این را هم بگویم که من خیلی برای مرحوم کریمی، معلم سال اول ابتدایی‌ام احترام قائلم و هر بار که به شهرستان می‌آیم مقیدم سر مزار ایشان حاضر شوم و فاتحه‌ای برایشان بخوانم…

در کنکور سال ۷۵ موفق شدم رتبه‌ی ۳۰۰ را در رشته‌ی علوم تجربی به دست آورم و همزمان در رشته‌ی پزشکی دانشگاه تهران و حقوق دانشگاه امام صادق(ع) قبول شوم. این قبولی همزمان، با توجه به علاقه‌ای که به هر دو رشته داشتم، انتخابی سخت را پیش روی من قرار داده بود، با این حال در نهایت پزشکی را برگزیدم و به تحصیل در این رشته مشغول شدم. پس از طی مراحل تحصیل، در سال ۸۳ با رتبه‌ی ۲۹ در رشته‌ی چشم پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی پذیرفته شدم. در نهایت نیز در سال ۸۸ موفق شدم رتبه‌ی اول امتحان فوق تخصص رشته‌ی قرنیه‌ی چشم در همین دانشگاه را کسب کنم.

چگونه به این موفقیت‌ها دست پیدا کردید؟

این‌ها همه لطف الهی و حاصل عنایت حضرت حق بوده است. تلاش‌های شبانه روزی هم در رسیدن به این موفقیت‌ها موثر بوده است. من الان می‌توانم ادعا کنم که از هر دیدی که به چشم پزشکی نگاه کنم، احساس رضایت می‌کنم، چه از نظر توفیق خدمتگزاری به مردم، چه به عنوان کاری که باید توأم با رضایتمندی باشد و چه از لحاظ امکانات و درآمد مادی…

photo_2016-08-22_01-01-50

این احساسی که شما از آن به عنوان رضایتمندی نام می‌برید چگونه حاصل شده است؟

تصور کنید بیماری که مدت‌هاست از دیدن زیبایی‌های جهان ناتوان شده است به وسیله‌ی شما مشکل بینایی‌اش حل می‌شود و دوباره چشم باز می‌کند. لذتی که از اشک شوق و لبخند رضایت این شخص حاصل می‌شود با هیچ لذت دیگری قابل مقایسه نیست.

خیلی‌ها هستند که دوست دارند مثل شما به چنین موفقیت‌هایی دست پیدا کنند. شما چه توصیه‌ای برای این افراد دارید؟

من معتقدم موفقیت هر پزشک پشتکار اوست. به این ترتیب دلیل موفقیت خود را تمرکز در یک رشته‌ی خاص برای رسیدن به نهایت آن می‌دانم. در طول دوران تحصیل دانشگاهی، من هر روز به طور میانگین تا ۱۰ ساعت مطالعه می‌کردم و حتی بعضی روزها میزان مطالعه‌ام به ۱۴ ساعت هم می‌رسید…

کسانی که قصد دارند در این مسیر قدم بگذارند بدانند که راه دشواری در پیش دارند و حداقل حدود ۱۴ سال باید تلاش کنند تا به نتیجه برسند.

به نظر شما پزشکان در جامعه چه ویژگی‌های منحصر به فردی دارند؟!

به طور کلی پزشکان بیشتر از سایر اصناف زیر ذره بین مردم هستند و موضوع قضاوت آنان قرار می‌گیرند. برای همین بد اخلاقی و کج رفتاری پزشکان هرگز برای مردم قابل قبول نیست و کوچک ترین اشتباه‌های پزشکان ممکن است در جامعه بازتاب‌های گسترده داشته باشد.

roze-pezesh-mobarak-photokade-com-2

از دوران فعالیت‌های خود چه خاطره‌ای در ذهن دارید؟

من از نظر جثه و فیزیک بدنی زیر اندام و سبک وزن هستم. یادم می‌آید پیرزنی از اهالی یکی از روستاهای خراسان که مبتلا به آب مروارید پیشرفته بود نزد من آمد و من او را عمل کردم. چون بیماری او پیشرفته بود، قبل از عمل نتوانسته بود مرا ببیند. پس از عمل در مورد جراح خود پرس و جو کرده بود و مرا به او معرفی کرده بودند. او هنگامی که با من روبرو شد نگاهی به ظاهرم انداخت و گفت: چه کسی اجازه داد تو مرا عمل کنی؟! پرسیدم: مگر بینایی شما بهبود نیافته است؟! گفت: چرا! ولی آن قدر جوان و لاغری که اگر قبل از عمل تو را می‌دیدم اجازه نمی‌دادم مرا عمل کنی!

بیماران زیادی از آران و بیدگل برای معالجه نزد شما می‌آیند. نظر شما در این مورد چیست؟

اولا من خیلی خوشحالم که نیمی از سال‌های تحصیل خودم را در شهر آران و نیمی دیگر را در شهر بیدگل گذرانده‌ام و از این نظر دوستان بسیاری در هر دو قسمت شهر دارم. این خود یکی از افتخارات زندگی من است. ثانیا از این که بیماران آران و بیدگلی برای معالجه به تهران می‌آیند هم خوشحالم، هم ناراحتم! از این جهت که آنان مشقت سفر و رنج طی مسافت را متحمل می‌شوند ناراحت می‌شوم، ولی به خاطر این که موفق می‌شوم به مردم نجیب و باصفای شهر خود خدمتی ارائه دهم خوشحالم. برای این که بیشتر قدردان مردم خوب شهر خودم باشم، بیمارانی را که از شهرستان می‌آیند بدون دریافت حق ویزیت معالجه می‌کنم و منشی بیمارستان نیز می‌داند که نباید از آران و بیدگلی‌ها ویزیت دریافت کند.

telegram

  1. محمدرضا گفته:

    روز بزرگداشت ابوعلی سینا گرامی باد

Go to TOP