چاپ خبــر
نگاهی به تغییرات ضروری در مولفه‌های سبک زندگی برای افزایش جمعیت؛

بلای سکولاریسم، بحران جمعیت و ضرورت تغییر سبک زندگی

مشکلاتی که امروزه در مورد ازدواج و کاهش جمعیت رخ داده است، قبل از این که یک مشکل اقتصادی یا اجتماعی باشد، یک مشکل و معضله‌ی فرهنگی است و جز راه حل‌های فرهنگی، برای آن علاجی وجود ندارد.

خطب شکن: پس از جنگ تحمیلی، کشور در معرض خطری به نام انفجار جمعیت قرار داشت. به همین دلیل مدیران و مسئولان مملکتی به فکر افتادند تا سیاست هایی را برای کنترل این رشد صرصام آور بیاندیشند تا در آینده بحران های ناشی از افزایش جمعیت گریبان گیر کشور نشود. این سیاست ها با همراهی و کمک مشکوک نهادهای بین المللی و کشورهای غربی همراه شد و موجب شد ایران بیشترین نرخ کاهش باروری در جهان را به خود اختصاص دهد و ظرف دو دهه از مشکل انفجار جمعیت، به مشکل کمبود زاد و ولد و پیری جمعیت انتقال یابد. اکنون در میانه دهه نود سیاستمداران به صورتی کج دار و مریز در پی چاره اندیشی برای این معضل هستند، با این وجود نمی توان بدون تغییر در سبک زندگی و فرهنگ مردم، به مفید بودن آن ها و افزایش جمعیت امیدوار بود. این مقاله نگاهی به برخی وجوه سبک زندگی دارد که در گذشته موجب کاهش جمعیت شده و باید تغییر پیدا کند.

***

امروزه اتفاقی ناخوشایند در خانواده رخ داده است که ناشی از نفوذ تفکرات الحادی و سکولار غربی است. تفکراتی که در نهایت کاهش دل دادگی به شناخت و کاهلی در سرسپردگی به دستورات دینی را دنبال می‌کند. سکولاریسم برای رسیدن به منافع خود، از هر ارزشی که دنیای مادی انسان‌ها را بی ارزش جلوه دهد دست می‌کشد. از این رو بر انسان سکولار لازم است جهان مادی را به بهترین نحو آباد کند. سکولاریسم برای تحقق آرمان لذت بیشتر در خانواده، در پی استقلال بخشیدن به عقل محض و محور قرار دادن آن در تمامی تصمیم گیری‌هاست تا دین و اخلاق مبتنی بر دین، تضعیف و در نهایت ویران شود. این روند را سکولار کردن خانواده می‌نامیم. [۱]

شهرنشینی افراطی

وقتی اهداف خانواده‌ها دنیایی شود، شهرها به عنوان مکان‌هایی که امکانات رفاهی بیشتری را برای افراد فراهم می‌کنند، مورد توجه قرار می‌گیرند و سایر سبک‌های زندگی، مثل زندگی روستایی، از آن جا که با سختی‌های خاص خود توأم است، کمتر در معرض توجه است. در زندگی سکولار، شهرها محل زندگی می‌شود و روستاها و حتی شهرهای کوچک تر که از لحاظ امکانات و دارایی‌های مادی با شهرهای بزرگ فاصله دارد، به چشم «حومه» و محل خوش‌گذرانی و تفریح دیده می‌شود.

در شهرها روابط خانوادگی سست تر است و به طور طبیعی آمار طلاق به علت گسیخته شدن پیوندها و سنت‌ها در میان شهرنشینان، بسیار بیشتر از روستاییان است. از سوی دیگر، در فرایند شهرنشینی ترجیح دادن و اکتفا کردن به زندگی در خانه‌های کوچک مثل آپارتمان موجب شرایطی خاص می‌شود. از جمله این که به علت محدودیت مکان جز خانواده‌ی هسته‌ای، سایر اقسام خانواده‌ها نمی‌توانند در آن جا زندگی کنند. بنابراین از میان رفتن تدریجی خانواده‌های بزرگ و کاهش اعضای خانواده که به عنوان یکی از عناصر مشخصه‌ی روزگار ما شناخته می‌شود، حاصل مقتضیات زندگی شهری است. [۱] بنابراین رشد طلاق و کوچک شدن خانواده‌ها، یکی از عواملی است که شهرنشینی بر انسان‌ها تحمیل کرده است.

تغییر نگاه به ازدواج و فرزندآوری

همواره در تمام آیین‌ها و مکاتب، ازدواج امری معنوی بوده است و دختران و پسران برای برقراری پیوند زناشویی، به روحانیان مراجعه می‌کردند. ولی با حاکم شدن اومانیسم و سکولار شدن خانواده‌ها، به تدریج افق‌ها عوض شد و نگاه به خانواده، صرفا به صورت یک نگاه جنسی و مادی درآمد. [۲] از این رو با تحقیر ارزش‌های حاکم بر جامعه‌ی سنت محور، آزادی جنسی بر قید و بندی که خانواده بر انسان می‌نهاد، ترجیح یافت و خانواده مانع «پیشرفت» تلقی شد.

IMG14584881

تاثیر اومانیسم بر نگاه به خانواده

فرزند نیز به خاطر هزینه‌هایی که بر خانواده تحمیل می‌کند، به عنوان یک ترمز برای پیشرفت تلقی شد و رویکردهای کم فرزندی و حتی بی فرزندی در بین خانواده‌ها رواج پیدا کرد. در گذشته خانواده‌های پر فرزند به مولد بودن خود افتخار می‌کردند، اما امروز کم‌فرزندی به یک ارزش تبدیل شده است.

فرزند کمتر زندگی بهتر!

وقتی در شهر برای خانواده‌های بزرگ و پر جمعیت «جا نیست»، تبلیغ و رواج زندگی‌های مبتنی بر خانواده‌های کم‌ جمعیت و کوچک، همه‌گیر می‌شود. از این رو متعاقب شعارهایی که در طول چند دهه، از تلویزیون گرفته تا تولیدکنندگان مواد غذایی، مثل چیپس و پفک، آن را اشاعه می‌دادند، امروزه خانواده‌هایی با حداکثر دو فرزند بسیار شایع شده است. بعدها فعالیت‌هایی که تحت عنوان «توسعه‌ی فرهنگی» و «تعدیل اقتصادی» نیز به وقوع پیوست نیز در این مسیر موثر واقع شد [۳] و کاهش جمعیت رشدی بسیار فزاینده به خود گرفت و از برنامه‌های پیش بینی شده، فراتر رفت…

1501879_841

تحصیلات و ازدواج

وقتی سکولاریسم بر دیدگاه‌ها حاکم شود، هر چیزی که مقصدی مادی داشته باشد یا بتواند به عنوان ابزار در رسیدن به مقاصد مادی کمک کند، مطلوبیت پیدا می‌کند. از این منظر، در جامعه‌ی سکولارزده‌ی ما نیز، تحصیلات و مدرک‌گرایی به عنوان یکی از راه‌های رسیدن به شغل و رفاه بالاتر، مورد توجه قرار گرفته است. از این رو ضرورت افزایش هر چه بیشتر وزن هزینه‌ی تحصیلات در سبد هزینه‌ی خانوار، ‌افزایش سهم خانواده در تامین هزینه‌های آموزشی و در نتیجه گسترش روزافزون هزینه‌ی فرزندآوری در سال‌های اخیر، گریبان خانواده‌ها را گرفته است. در سال‌های ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۴ بیشترین افراد مستعد تولید مثل وارد سنین جوانی شده اند ولی در این دوره نیز یکی از مهم ترین کارکردهای افزایش سال‌های تحصیل، ‌به وی‍ژه تحصیلات عالی از سوی مسئولان، ‌به تاخیر انداختن ازدواج به شمار آمده است. [۳]

کاهش روابط خانوادگی

یکی از دستاوردهایی که سکولار شدن و «مدرن‌خواهی التقاطی» برای خانواده‌های ایرانی داشته است،کم شدن دید و بازدیدها و صله‌ی رحم بوده است. گویا مسائل اقتصادی و مشغله‌های کاری تا حدی وقت همه را گرفته است که دیگر فرصتی برای دید و بازدید نمی‌ماند. همین امر هم باعث شده است که روابط عمیق خانوادگی که در گذشته وجود داشت، امروز دیگر وجود نداشته باشد.

امروز همه در غربت خانواده، در باتلاق تنهایی دست و پا می‌زنند و به سوی مقصد واهی «مدرن شدن»، ریسمان محکم خانواده را رها کرده‌اند و نمی‌دانند چرا هر چه بیشتر ظواهر زندگی را شیک‌تر و وسایل و ابزار را وسیع‌تر می‌کنند، باز هم رضایت‌مندی کمترمی‌شود…

اشتغال زنان

هر قدر محیط خانواده به سمت تثبیت ارزش‌های سکولار وحاکم شدن ارزش‌های مادی، مثل راحت طلبی، لذت، کسب پول و جمال و جلال دنیوی، پیش برود، گرایش زنان به کار بیرون از منزل بیشتر می‌شود. زنان از طریق استقلال مادی که در اثر اشتغال پیدا می‌کنند می‌کوشند برای خود وجهه‌ای اجتماعی و موقعیتی اقتصادی ایجاد کنند. در نظر آن‌ها اخذ نفقه و خرجی برای زن توهین به شخصیت زن است و زن را از استقلال ساقط و او را وابسته می‌کند. پس لازم است زن برای تامین مالی و کسب شخصیت اجتماعی و اعلام استقلال به بازار کار برود. در این صورت غذاهای آماده، رستوران‌ها و مهدکودک‌ها خلا او را پر می‌کنند.

از دیگر انگیزه‌های غیر دینی و سکولاری زنان برای اشتغال، ارتقای منزلت اجتماعی آن‌هاست. در خانواده سکولار، زوجین برای توسعه‌ی رفاه و کسب وجهه‌ی اجتماعی و مادی بیشتر، لازم است هر دو ساعت‌های زیادی را به دور از یکدیگر و فرزندان مشغول کسب پول باشند. این افراد گمان می‌کنند با داشتن درآمد ماهیانه، می‌توانند از منزلت اجتماعی بهره مند شوند. برای بسیاری از خانواده‌های سکولار محرز شده است که هر کس باید به اندازه‌ی مخارجش کار کند و درآمدزایی داشته باشد. گویا خانواده به شکل یک شرکت سهامی که زن و مرد باید در آن کار کنند، تبدیل می‌شود. [۲] چرا که در کنار هم آمدن آن‌ها به خاطر تجمیع درآمدهایشان در جهت یافتن دنیایی آبادتر است. چنان چه زن کسب درآمد داشته باشد، خود را مستقل و آزاد احساس می‌کند و حاضرنیست زیر بار مسئولیت خانواده برود. در چنین حالتی او رقیب شوهر خود می‌شود نه یار موافق او. کاهش نرخ باروری در زنان شاغل، اخلال در نظم روابط زناشویی در زنان شاغل و تهدید انسجام خانواده از جمله عواقبی است که ممکن است اشتغال زنان در خانواده‌ها بر جا بگذارد. [۱]

IMAGE634941923413318641

چه باید کرد؟!

مشکلاتی که امروزه در مورد ازدواج و کاهش جمعیت رخ داده است، قبل از این که یک مشکل اقتصادی یا اجتماعی باشد، یک مشکل و معضله‌ی فرهنگی است و جز راه حل‌های فرهنگی، برای آن علاجی وجود ندارد. از این رو باید تمام دستگاه‌های تبلیغی کشور، در برنامه‌ای هم سو و منسجم، نگاه‌ها به ازدواج را تغییر دهند و وجهه‌ی مثبت فرزندآوری را تبلیغ کنند.

امروز دیگر معطل شدن برای آن که «مسئولان» و «دیگران» کاری کنند، بیهوده است. امروز باید همه خودشان را با توجه به آن چه «می‌دانند» رشد دهند. نباید منتظر شد که یک نفر از «بالا» چاره‌ای برای چنین مشکل عمیقی بیاندیشد. امروز هر کس در هر طبقه و جایگاهی که قرار دارد، در حد خود می‌تواند برای رفع مشکلات اجتماعی قیام کند. راهکار حل تمام معضلات اجتماعی حرکت جمعی همه‌ی مردم است. زیرا اگر حتی یک نفر از بالا دستوری را ابلاغ کند و در بین مردم مقبول نیافتد، باز هم زوال آن حتمی است…

IMG19544591

منابع:

  1. سکولاریزاسیون خانواده و تاثیر آن در کاهش جمعیت؛ سید حامد عنوانی؛ مجله معرفت، شماره ۱۸۹، شهریور ۱۳۹۲؛ صص ۱۰۱ تا ۱۱۶
  2. جنگ علیه خانواده؛ ویلیام گاردنر؛ برگردان، تلخیص و تدوین: معصومه محمدی؛ قم: مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه‌ی خواهران، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان؛ چاپ دوم، زمستان ۱۳۸۷؛ ۳۷۴ صفحه
  3. ویژگی‌های سیاستگذاری مطلوب جمعیت در ایران، اسماعیل نوده فراهانی، عباس حسینی قایم مقامی ، مهدیه کاظمی تکلیمی؛‌نشریه معرفت، شماره ۱۸۹، ‌شهریور ۱۳۹۲؛ ‌صص ۱۱ تا ۲۵

telegram

Go to TOP